برچسب:
نویسنده: کیان احمدپور
برچسب:
نویسنده: کیان احمدپور
میگریم, و می خندم ، دیوانه, چنین بایدمیسوزم ومیسازم ، پروانه چنین بایدمی کوبم ومی رقصم ، می نالم ومیخوانمدر بزم جهان شور، مستانه چنین بایدمن این همه شیدایی ، دارم ز لب جامیدر دست تو ای ساقی ، پیمانه چنی
برچسب:
نویسنده: کیان احمدپور
برچسب:
نویسنده: کیان احمدپور
برچسب:
نویسنده: کیان احمدپور
" ناخدا،, چرا تنها با دریا درد دل گویی؟,
چون تنها با دریا شود گفتن از آنچه دل خواهد،
نه آنچه متسمع شنیدنش خواهد...."-میرزاپیکوفسکی
و من فکر می کنم آسمان هم ...
و برای من جبارش نیز هم ...
برچسب:
نویسنده: کیان احمدپور
برچسب:
نویسنده: کیان احمدپور
برچسب:
نویسنده: کیان احمدپور
"دیدی یک خاطراتی, هست،
یک ماجراهایی، یک چیزهایی که از بس عزیزند و کمیاب،
میبری میگذاریشان یک جای دنجی از مخیلهات،
یک جای امنی از حافظهات،
خیلی هم رجوع نمیکنی به آن،
مبادا که دستخوش تکرر بازآفرینی بشود،
دچار هی یادآوری و لاجرم تغییر کیفیتش، تغییر جزییاتش؟"
سر هرمس مارانا
برچسب:
نویسنده: کیان احمدپور

زندگی, ، وزن نگاهی, است که در خاطره, ها می ماند
شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری
شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت
زندگی, درک همین اکنون است
زندگی, شوق رسیدن به همان
فردایی است، که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی، و نه در فردایی
ظرف امروز، پر از بودن توست
"سهراب سپهری"
برچسب:
نویسنده: کیان احمدپور